امروز: 5شنبه 12 دیماه 1392

وب سایت ۱style از ۱۷ مهرماه سال ۱۳۹۲ در راستای انجام خدمات طراحی وب سایت و ارائه سرویس به وبلاگ ها شروع به فعالیت نمود.

نویسندگان وبلاگ
جستجو
بایگانی نوشته ها
چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند.که ناگهان دوتا از آن ها به داخل گودال عمیقی افتادند. بقیه ی آن ها در کنار گودال جمع شدندو وقتی دیدندکه گودال چه قدر عمیق است به دو قور باغه ی دیگر گفتند که دیگر چاره ای نیست.شما به زودی خواهید مرد.دو قورباغه این حرف ها را نشنیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند.اما قورباغه های دیگر مدام می گفتند :که دست از تلاش بردارند،چون نمی تواننداز گودال خارج شوندوخیلی زود خواهند مرد.بالاخره یکی از آن ها تسلیم گفته های دیگران شد و دست از تلاش برداشت .سرانجام به داخل گودال پرت شد و مرد.اما قورباغه ی دیگر با تمام توان برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد. هرچه بقیه فریاد می زدند که تلاش بیش تر فایده ندارد،او مصمم تر می شد تا اینکه بالاخره از گودال خارج شد.وقتی بیرون آمد ،بقیه ی قور باغه ها از او پرسیدند:"مگر تو حرف های مارا نمی شنیدی؟" معلوم شد که قورباغه ناشنواست.در واقع او در تمام مدت فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند!
نویسنده : محمد
در تاریخ : هفتم دی ماه 1391
5 نظر
خدا به زمان احتیاج ندارد و هرگز دیر نمی کند . اسکاول شین
هیچ یک از تمایلات نفس انسانی خطرناکتر از تمایل به تنبلی نیست . اسمایلز
هر انسانی مرتکب اشتباه می شود ؛اما فقط انسان های احمق اشتباه خود را تکرار می کنند.(سیسرون)
خداوند از ما نمی خواهد کارهای بزرگ را به ثمر برسانیم .او فقط از ما می خواهد کارهای کوچک را با عشقی شگرف انجام دهیم.(مادر ترزا)
اینقدر نگوییم گل ها خار دارند،بگوییم خارها گل دارند. ما ندرتاً دربارۀ آنچه که داریم فکر می کنیم ، درحالیکه پیوسته در اندیشۀ چیزهایی هستیم که نداریم . شوپنهاور
نویسنده : محمد
در تاریخ : هفتم دی ماه 1391
103 نظر